۲۷
بهمن

مدلسازی اطلاعات ساختمان درارتباط با ICT و صنعت ساخت و ساز،

مدلسازی اطلاعات ساختمان

درارتباط با ICT و صنعت ساخت و ساز،

در حالی که موقعیت های توفیق فراوانی می توانند در دهه ی گذشته برجسته باشند،

عملکرد

این ها اساسا بر عملکرد های فنی مانند طراحی، برنامه ریزی، برآورد، و غیره تمرکز داشته اند. بعلاوه، رشدی دائمی در درک محیط های تعاملی وجود داشته است.

مدیریت اسناد

این کارکردها به منظور مدیریت و کنترل اسناد پروژه دربین شرکا طراحی شده اند در حالی که مهیا کننده اطلاعات به روز از روند رشد آنها نیز می باشند.

ارزش پروژه

هرچند، درعین حالی که این کارکردها می توانند «ارزشی» برای پروژه ها به ارمغان آورند، نقش واقعی آنها در رسیدن به مزیت رقابتی به طور واضحی در ادبیات بالنده آورده نشده است.

فشار تکنولوژی

از این گذشته، درحالی که یک روش «فشار تکنولوژیکی» ممکن است به مزایای اولی ها در سازمان ها منجر شود،

ict

به کار بستن کارکردهای ICT به منظور ایجاد مزیت رقابتی می تواند به تنهایی توسط بهبودسازی روندهای تجارتی برخط با اهداف مدیریتی و با استفاده از ICT به عنوان محرک ریشه ای قدرت نفوذ داشته باشد (الشاوی، ۲۰۰۷).

مزیت رقابتی

لذا، در موقعیت اقتصادی امروزه، مزیت رقابتی می تواند توسط تمرکز بر مواردی از قبیل تهیه سرویس های کیفیت بالا و محصولاتی با هزینه کمینه با داشتن انعطاف برای پیش بینی و پاسخ به نیاز های بازار و یا از طریق مدیریت موثر منابع به دست آید.

فعالسازی روندهای تجارتی

این ها می توانند توسط به کار بستن ICT به منظور فعالسازی روندهای تجارتی جهت دار که نه تنها سازمان ها را وادار می کند به طور موثری مشغول باشند بلکه به آنها امکان می دهد پایه ی دانش خود را به منظور حصول مزیت رقابتی بسازند.

سرمایه گذاری

با این وجود، سرمایه گذاری در سیستم های تجارتی IT محور مانند محیط های تعاملی مدلسازی اطلاعات ساختمانی (BIM) (شبکه های برونی)، برنامه ریزی منابع سرمایه گذاری (ERP) و سیستم های هوشمند پتانسیل کامل خود را درنظر نگرفته اند (الشاوی و گلدینگ، ۲۰۰۸).

بعلاوه، تخمین زده می شود که هزینه جهانی شکست IT

می تواند تا ۶.۲ تریلیون دلار امریکا بر سال، یا حدود ۵۰۰ میلیارد دلار امریکا بر ماه برآورد شود

(کریگزمن، ۲۰۰۹؛ سشنز، ۲۰۰۹) و سناریو های شکست مشابه در مناطق دیگر نیز گزارش شده اند

(الشاوی، ۲۰۰۷؛ برنز، ۲۰۰۸؛ بیزنس وایر، ۲۰۰۸؛ کریگزمن، ۲۰۱۰). این وضعیت همچنین صنعت ساخت و ساز را بارور می سازد.